ر‌نگین کمان
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند  ***  وانکه این کار ندانست در انکار بماند .

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین. 

 

محرم دوباره از راه رسید ... 

بدون اینکه امسال یادم باشه کی لباس مشکی مو در بیارم تا بپوشم یه دفعه سر بلند کردم و دیدم همه گریانند و سیاه پوش ... 

همه جا هیاهویی به نام عزاداری محرم و امام حسینه .... 

یعنی واقعا تو این همه هیاهو و سر و صدا امام حسین رو شناختیم ...؟؟؟ 

هدف قیامشو درک کردیم ؟؟؟ 

امسال هم براش اشک می ریزم اما کاش درکم بیشتر از اشک هایی باشه که براش می ریزم . 

ای کاش بدونم که این اشکهارو برای زخم های تنش نباید ریخت!!! 

ای کاش این جمله ی زیبای دکتر علی شریعتی و واقعا درک کنم که می گه: 

امام حسین (ع) تشنه ی آب نبود بلکه تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. 

ای کاش درک کنیم حج نیمه تمام امام حسین برای چه بود. 

ای کاش کمی درک کنیم و بعد از دنیا برویم.  

پ.ن:  

خدایا: عاجزانه ازت می خوام کمکم کنید تا بهتر بفهمم . تا بیندیشم . . .  

***************************************************************** 

التماس دعا

[ دوشنبه 14 آذر 1390 ] [ 1:00 PM ] [ رنگین کمان ]

« ببار بارون » 

چه حس عجیبیه وقتی چتر داشته باشی اما بازش نکنی و بخوای نم نم بارون گونه هاتو بوسه باران کنه . . .  

چقدر ناز و دوستداشتنیه وقتی تو رختخوابم صدای موسیقی دلنواز بارون رو میشنوم که بهم میگه میشنوی این همه عشق برای توست ... 

دیشب که داشتم می خوابیدم با انبوهی از مشکلات و دلخوریهای روزانه صدای قشنگ بارون صدام زد. . . !!! 

 آره خدا بود که داشت بهم میگفت:« یعنی تو عشق منو یادت رفته.  »

به همین زودی منو فراموش میکنی درحالیکه همیشه میگی من به تو یقین دارم خداوند . . . !!! 

٬******************************

بی سابقه بود نیمه های شب بیدار بشم . ساعت نزدیک ۲ سحر بود که بیدار شدم . خواب از سرم پریده بود .  

صدای شرشر بارون منو یه دفعه نگران کرد. . . !!! 

به یاد گل های تو باغچه افتادم که چطور تو این سرما بارون رو تحمل می کنند ... 

تو هین فکر بودم که انگار صدایی از تو باغچه به گوشم رسید که می گفتند: ما خیلی خوشحالیم از اینکه سجده گاه باران هستیم و ریشه در زمین داریم.  

زمینی که سخاوتمندانه ما رو در آغوش گرفته و بارانی که سیرابمون میکنه ....  

ما عاشق بارانیم . . . و تو نیز عاشقی که با صدای خدای باران بیدار شدی و ستایشش می کنی . . .  

خیلی خوشحال شده بودم و احساس میکردم یقین دوباره در تن و جانم جاری شده . . .  

 

********************************************* 

پ.ن۱: باز باران بارید. خیس شد خاطره ها. مرحبا بر دل ابری هوا . . . هر کجا هستی باش . آسمانت آبی و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی . 

پ.ن۲:تا حالا زیر بارون گریه گردید ؟حتما امتحان کنید خیلی آروم میشید ! 

 

 

[ یکشنبه 8 آبان 1390 ] [ 3:13 PM ] [ رنگین کمان ]

* * * یا الله * * *

میخوام این بار با خودکار قرمز بنویسم  

بنویسم از بودن، از حضور،  از حیات، از خداوند زیبا . . .

بهتره مطلبو با جمله ای که چندی پیش جایی خوندم شروع کنم:

 « امروز برای خدا چه کرده ای ... ؟؟؟ »

What have you down, for god , today ???

خیلی فکر کردم تا جواب این سوالو پیدا کنم !!! اما انگار مخم هنگ کرده بود . هر چقدر فکر کردم دیدم چیزی به ذهنم نمیرسه .

تصمیم گرفتم این جمله رو با خودکار قرمز بنویسم و بچسبونم رو دیوار روبروم تا یادم نره هر از گاهی کاری از دستم بر میاد انجام بدم حتی یه الهی شکر از ته قلب .

البته نه اینکه تا حالا هیچ شکر و سپاس خدا نکرده باشم . نه اینطور نیست اما احساس کردم گناهام باعث از بین رفتن اعمالم شده  .

اما همچنان تو این فکرم که چه کاری باید انجام میدادم که تا حالا انجام ندادم .

اگه به ذهن شما رسید برام حتما کامنت بذارید (خیلی ممنون میشم ) .  

پ.ن: « و ما هو الا بظلام للعبید . »    ( سوره ق ) 

التماس دعا

[ یکشنبه 23 مرداد 1390 ] [ 6:40 PM ] [ رنگین کمان ]

ام الیجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السوء  

 

خدایا . . .  

کمکم کن . . .  

از افتادن برگی از درخت گرفته تا فکری که از ذهنم می گذرد آگاهی . . .  

عزیزی می گفت تماما خود را به خدا بسپار... 

و اکنون خودم را به تو می سپارم و با تمام توانم تلاش می کنم و از درون فریاد می زنم  

ای خداوند من به تو و به رحمت تو امیدوارم . . . 

درهای رحمتت را به زندگی ام بگشا . . . 

 یا علی

[ دوشنبه 20 تیر 1390 ] [ 12:23 PM ] [ رنگین کمان ]

امشب!

 آرزویی کن . . .  

گوشهای خدا پر از آرزوست  

و دستهایش پر از معجزه 

آرزویی کن . . .  

شاید کوچکترین معجزه اش  

بزرگترین آرزوی تو باشد !   

پ.ن: خیلی زیاد برام دعا کنید.

 

[ پنجشنبه 19 خرداد 1390 ] [ 8:30 PM ] [ رنگین کمان ]

سلام  

سلامی به زیبایی بهار 

سلامی به زیبایی حضور گرم شما همراهان گرامی که با گذاشتن کامنتهاتون امیدوارم می کنید که باز هم بیام تو این جمع و بنویسم . 

 

........................................................................ 

نمی دونم از کدوم مطلب بنویسم . از کجا شروع کنم. به اندازه ی ۳ ماه حس نوشتن تو وبلاگ رو دارم اما زبونم بند میاد و نوشتنم نمیاد.  

فقط همینقدر می تونم بگم که : 

خدایا چطور ازت تشکر کنم .... چرا نمی تونم ذره ای که شایستگی بندگی ات رو داشته باشم ازت سپاسگار باشم. واقعا تا کی من اشتباه کنم و تو ببخشی....... 

  اینبار به جای پانوشت می خوام یکی از آرزوهامو بنویسم واسه همین به نظرم تیتر پانوشت براش خیلی کم ارزشه :  

ای کاش مثل اون موقعی که تازه بدنیا اومده بودم پاک و معصوم بشم و بعد با خیالی آسوده از دنیا برم. 

 

ای کاش ......................................................................................... 

 

یک نگاه مهربان ما را بس است!

[ یکشنبه 8 خرداد 1390 ] [ 6:32 PM ] [ رنگین کمان ]


حرف هایی هست برای نگفتن

                    و ارزش عمیق هر کسی

                             به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.


       دکتر علی شریعتی



پ.ن: سال نو پیشاپیش بر همه ی شما دوستان عزیز مبارک. امیدوارم سالی سرشار از امید و سلامتی و خیر و برکت برای همه مون باشه . فقط یادمون نره موقع تحویل سال برای ظهور امام زمان « عج »  و شفای همه ی مریض ها مخصوصا اونهایی که دیگه تنهاترین امیدشون فقط به خداست و از دست هیچ دکتری کاری برنمیاد دعا کنیم ....


یا علی .

[ یکشنبه 29 اسفند 1389 ] [ 1:23 PM ] [ رنگین کمان ]

1 2 3 4 >>

<

.: Weblog Themes By Iran Skin :.